ملودی دختری عاشق پرواز

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم......

حرف نزدن
ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٢  کلمات کلیدی:

 

 

آدم بعضی مواقع میخواد حرف بزنه ولی سکوت

 کنی سنگین تری ، با کی بگی ، چی بگی.

وقتی دلت میخواد از همه این دنیا به این بزرگی

فقط یه زندگی تشکیل بدی با یه همسر خوب

و مادر بشی ولی ...

خیلی بده آدم معرفت و عشق صفای وجودش

رو نتونه خرج کنه ، مثل یه سرمایه که بازاری

که قابل این سرمایه باشه نیست.

به نظر من زنی که در کنار همسر مهربونش ،

به بچه اش شیر میده و به همسرش و زندگیش

عشق میورزه ، هزاران بار خوشبخت تر از اون

زنی هست که مدیر یه شرکته و ازدواج نکرده.

درسته وقتی کار میکنی هزاران نکته مثبت داره

ولی یه ازدواج موفق در کنار همسری که

دوستت داشته باشه ، به نظر من خیلی بهتره.

وقتی اومدم سر کار خیلی احساس خوشبختی

می کردم ولی وقتی رفتم وب سمیرای عزیز

وقتی می دیدم با همسر مهربونش به جای

جای این دنیای بزرگ سفر میکنه، و فارغ از

همهمه و هیاهو و زیرآب زنی های سر کار رفتن

داره از زندگیش لذت میبره ، دیگه خواستم اگه

نهایتا چند سال دیگه بخوام زنده بمونم ، جور 

دیگه ای زندگی کنم، کاشکی آدم انقدر پول 

داشت که عشق دنیا رو میکرد ، و بعد سرش 

رو میذاشت میمرد.

خواهشا ، پند و اندرز و نصیحت نکنیدم،هیچی.

حوصله شنیدن هیچی رو ندارم ، فقط این رو 

می دونم اکثر آدما مرده های متحرکن ، همین. 

 


 
 
 
 
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز